قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
957
تاريخ الفي ( فارسى )
در كامل التواريخ مسطور است كه مختار ثقفى در آن روز جمعى بسيار را به قتل رسانيد ، تا آنكه دو برادر از بنى حنيفه كه نام يكى طرفه و نام ديگرى طرّاف ، پسران عبد اللّه بن دجاجه ، او را به قتل رسانيدند . بعد از قتل مختار روز ديگر بحيرة بن عبد اللّه مسلى به آن جماعت كه در قصر اماره متحصّن بودند گفت : اى ياران ، چون امير ما به مردى جنگ كرده كشته شد بياييد كه ما نيز به اتّفاق مردانه كشته شويم يا از ميان به جانبى بدر رويم ؛ كه ايشان ما را نخواهند گذاشت و به خوارى و زارى تمام خواهند كشت . هرچند بحيره گفت فايده نداشت . پس آن شش هزار از مصعب امان طلبيدند . امّا چون ايشان از دارالاماره بيرون آمدند جماعتى از رؤساى كوفه كه با مصعب بودند گفتند : ايّها الامير ، ما و قوم مختار را خونها در ميان است . اگر تو ايشان را مىگذارى ما را اجازت ده . مصعب گفت : شما دانيد . و ايشان پس آن شش هزار كس را به تمام كشتند . « 1 » صاحب روضة الصفا از تاريخ ابو حنيفه دينورى نقل مىكند كه چون مختار از معركهء مصعب روى برتافته متوجّه كوفه شد مصعب او را تعاقب نموده و مختار به قصر امارت متحصّن گشت . مدّت محاصرهء مصعب بن زبير مختار را به قول دينورى چهل روز و به روايت كامل التواريخ چهار ماه [ بود ] . و در اين مدّت هر روز مختار بيرون مىآمد و جنگ مردانه مىكرد . چون كار بر ايشان تنگ شد و آب كمى كرد مختار با سائب بن مالك اشتر گفت : بايد كه با من اتّفاق نمائى تا به جهت عصبيت عرب ، نه از براى دين ، با اعدا جنگ كنيم . سائب گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 2 » گمان اكثر با تو اين بود يا ابا اسحق كه تو نه از براى اغراض دنيوى بلكه از براى احراز مثوبات اخروى خروج كردى . مختار گفت : بلى چنين است . چون من ديدم كه عبد الملك مروان بر شام و عبد اللّه زبير بر حجاز و عبد اللّه عامر بر خراسان استيلا يافته و من كمتر از ايشان نبودم و هيچ وسيلهاى در خروج بهتر از طلب خون حسين نيافتم پس آن را پيشنهاد خود ساخته به جستجوى ملك برخاستم و كار به جايى رسيد كه محسود اماثل و اقران گشتم . « 3 »
--> خوانده مىشدند و همه در اصل ايرانى بودند در خدمت مختار بودند ؛ اخبار الطّوال ، ص 310 . ( 1 ) . مصعب بن زبير پس از شكستن مختار با چنان سختدلى ددمنشانهاى موالى را ماليد كه به او لقب جزّار [ - خونريز ] دادند ؛ ن . فراى ، تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ( تاريخ كيمبريج ) ترجمهء حسن انوشه ، تهران 1363 ، ج 4 ، ص 38 . و به روايت ابن أثير ، مصعب به خود لقب « قصّاب داده بود ؛ - الكامل ، ج 6 ، ص 137 . ( 2 ) . بقره ، 46 و 156 . ( 3 ) . در اكثر منابع تاريخى اين حديث از رسول اللّه ( ص ) روايت شده است : از ثقيف دروغگو و هالكى برون مىشود . غرض از دروغگو مختار ثقفى است و مراد از هالك حجاج بن يوسف ثقفى ؛ - مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 118 .